لعنتی...!
احساس است...
مزرعه که نیست...
هی شخمش میزنی لعنتی...
نه به دیروزهایی که بودی فکرمیکنم!!!
ونه به فرداهایی که شاید بیایی..میخواهم
امروززندگی کنم خواستی باش..
نخواستی نباش...!!!...
خودت راتصورکن بی او..........
شایدبفهمی چی کشیدم بی تـــو؟؟
چه اشتباه بزرگیست««تلخ کردن
زنگی خودبرای کسی که دردوری تو
شیرین ترین لحظات راسپری میکند.....
مترسک ازکلاغ هامیخواست هرچقدرهم که
دوست دارند...بهش نوک بزننداما تنهایش نگذارند....
تنهایی یعنی این........
من وتو٬ما٬یادت هست؟؟تمام شد
حالاتو٬او٬شما.......من هم بسلامت.......
نظرات شما عزیزان:
.gif)
بازم بهم سر بزن
پاسخ: ممنون که بهم سر زدین نظر لطفته بازم بیاین مرسی